خرید بک لینک

در راه امر چه کردهاید؟؟؟
بهیّه فورد (مارگرت راندال) رویداد زیر را به خاطر میآورد:
نفسی نفیس و شخصی شخیص، بس شگفتانگیز و متعالی، بود که همیشه موقع صرف شام در سمت راست حضرت عبدالبهاء مینشست. اسم او حیدرعلی بود. او از مؤمنین به حضرت بهاءالله و بسیار آرام و بس جمیل بود. دستانش آنقدر لرزش داشت که نمیتوانست غذا بخورد. بسیار سالمند و سالخورده بود و حضرت عبدالبهاء در کمال محبّت و مهربانی به او غذا میدادند.
یک روز دیدم، در هوای آزاد، در باغ نشسته است. از او پرسیدم برای امر و در راه امر چه کرده است. البتّه نه او میتوانست انگلیسی صحبت کند و نه من فارسی بلد بودم ولی به نحوی یکدیگر را درک میکردیم. همان موقع مردی پیش آمد که کلام ما را برای دیگری ترجمه کند. به او گفتم که از ایشان پرسیدهام، "در راه خدمت به امرالله چه کردهاید؟"
حیدرعلی سرش را بالا گرفت و نگاهی به آسمان انداخت و گفت، "به آن اندازه که موری میتواند در سبیل الهی کاری انجام دهد خدمتی انجام ندادهام." آنگاه مترجم به من گفت که میرزا حیدرعلی را در بیابان به این سوی و آن سوی کشیدند؛ او را در کیسهای قرار داده روی شتری بستند؛ به من گفت که تمام زندگی این مرد رشتهای از شهادتها بوده است. با این همه او میگفت، "به آن اندازه که موری میتواند در سبیل الهی کاری انجام دهد خدمتی انجام ندادهام." (نقل از یادداشت ارسالی توسّط بهیّه فورد از آفریقای جنوبی مندرج در Glimpses of Early Baha’i Pilgrimages، اثر آناماری هانولد، نشر شده در Bahá’í News، شماره 498، اکتبر 1972، صفحات 2-6)

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:50 توسط غزال |

برچسب: نویسنده: کاوه رضاپور تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 5:13

صفحه بندی